۱۴۰۳ مرداد ۹, سه‌شنبه

۲۸۳ اعدام ارمغان حکومت ولایت فقیه در نیمه نخست سال میلادی ۲۰۲۴ برای مردم ایران


 ۲۸۳ اعدام ارمغان حکومت ولایت فقیه در نیمه نخست سال میلادی ۲۰۲۴ برای مردم ایران


براساس گزارش تنظیم شده توسط کانون حقوق بشر ایران، در نیمه نخست سال میلادی ۲۰۲۴ دست‌کم ۲۸۳ زندانی در زندا‌ن‌های ایران اعدام شده‌‌اند

براساس آمارهای ثبت شده توسط کانون حقوق بشر ایران، در ۶ماه اول سال میلادی ۲۰۲۴ در زندان‌های مختلف حاکمیت دیکتاتوری و فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران، دستکم ۲۸۳ نفر اعدام شده اند.


با توجه به انجام مخفیانه اعدام‌ها و اعلام نشدن آن در رسانه‌‌ها توسط قوه قضاییه بدیهی است که آمار واقعی بیش از این تعداد ‌باشد.

برای خواندن ادامه گزارش اینجا کلیک کنید



ادامه سیاست گروگانگیری جمهوری اسلامی؛ بازداشت یک شهروند دوتابعیتی در سردشت




روز سه‌شنبه ۱۲ تیرماه یک شهروند کُرد اهل #سردشت به نام #هادی_ظاهری  (شلماشی)، با تابعیت دوگانه ایرانی ـ نروژی، توسط نیروهای  اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران بازداشت شده است. وی از ورزشکاران و مربیان رشته ورزشی بدن‌سازی در کشور نروژ است.


طبق این گزارش، هادی ظاهری به اداره اطلاعات سردشت احضار و چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفته است. وی غروب همان روز در پی هجوم نیروهای اداره اطلاعات به منزل خانوادگی‌اش بازداشت شده است.

همچنین، نیروهای  اطلاعاتی همزمان اقدام به ضبط پاسپورت آقای هادی ظاهری، همسرش و دو فرزند آنها کرده‌اند.

این شهروند پس از گذشت ۱۷ سال اقامت در نروژ، ماه گذشته برای دیدار با خانواده و بستگان از طریق هوایی وارد تهران و از آن‌جا راهی زادگاهش شده بود.

هادی ظاهری، به عنوان ورزشکار حرفه‌ای در رشته ورزشی بدن‌سازی و مربی در این رشته فعالیت دارد و تاکنون جوایزی را در مسابقات مختلف بین‌المللی کسب کرده است.

 از دلایل بازداشت و اتهامات انتسابی اطلاع دقیقی در دسترس نیست.


عزت ابراهیم‌نژاد کشته‌ی کوی دانشگاه


 عزت ابراهیم‌نژاد کشته‌ی کوی دانشگاه


خانواده‌ی عزت ابراهیم‌نژاد خطاب به مسعود ده‌نمکی:

«در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، عزت را شبانه و تک وتنها به گوشه‌ای کشاندی و با ضربات چاقو، زنجیر خودت و دوستانت، عزت را از پا درآوردی و در نهایت با تیر خلاص مهدی صفری تبار پسر امام جمعه اسلامشهر (فرمانده سپاه) که در شقیقه و چشم چپ عزت وارد کرد او را از پای در آوردید... هر چند که ما تک وتنها بودیم و هستیم و زورمان نرسید که شما را به پرونده دادگاه ۱۸ تیر بکشانیم ولی مطمئن باش خداوند، تو را به دادگاه خودش خواهد کشید و دیگر آنجا نه رهبری هست و نه سپاهی و نه دیگر کسی که تو را تبرئه کند.»

عزت ابراهیم‌نژاد یکی از کشته‌شدگان حادثه‌ی دل‌خراش ۱۸ تیر ۱۳۷۸ است.

عزت فارغ‌التحصیل رشته‌ی حقوق از دانشگاه چمران اهواز بود که توسط انصار حزب‌الله و نیروهای انتظامی در حمله به خوابگاه دانشجویان در کوی دانشگاه کشته شد.

از عزت ابراهیم‌نژاد مجموعه شعری نیز به جا مانده است که پس از قتلش منتشر شده است.

قاتلان عزت هیچ‌گاه محاکمه نشدند اما او پس از مرگ توسط دادگاه انقلاب به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد.

مجموع شعر «به آسمان» با مقدمه‌ی سیدعلی صالحی نام کتاب شعری است که از زنده‌یاد عزت ابراهیم‌نژاد توسط نشر ثالث منتشر شد. 

شعری از عزت‌ابراهیم‌نژاد را با صدا و تصویر خود او می‌بینیم:

ما را به خاطر بیاور!

ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.

شور

عشق درسینه داشتیم و

پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.

ما را به خاطر بیاور! ما را که سینه‌سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده

نه در آسمان و نه در کوهسار و نه بر شاخسار

که در بازار پیش از آن‌که آوازه‌خوان شویم

بر شاخه‌ای تکیده از تکیه‌گاه خویش

جان واسپردیم

به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،

آری …

و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است

آوازهای صامت سینه‌سرخان سینه برسیخ و

تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ

و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم

بیست و دو ساله بمیرم.

آمین!


#عزت_ابراهیم_نژاد #به_یاد_آر 

دو برادر نخبه اما گمنام از دانشگاه #تهران و اهل #سامان ، در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در تهران جان باختند

 

علیه فراموشی


#ابراهیم _احمدپور_سامانی و #بهزاد_احمدپور_سامانی ، دو برادر نخبه از دانشگاه  #تهران و اهل #سامان ، در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در تهران جان باختند. حکومت تلاش کرد مرگ آنها را جعل کند، اما در زمان خاکسپاری‌شان در زادگاهشان، با وجود حضور جمعیت زیادی از مردم، فضای امنیتی سنگینی حاکم بود. مزدوران و لباس شخصی‌ها صحبت‌های خانواده این دو برادر را سانسور و قطع کردند. این دو برادر در شهر کوچک سامان، بسیار سرشناس و محبوب بودند.



لحظه تیرخوردن ابوالفضل آدینه‌زاده، با شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای توسط ماموران حکومتی ،برای بدن نحیفش


 لحظه تیرخوردن ابوالفضل آدینه‌زاده، با شلیک گلوله‌های ساچمه‌ای برای بدن نحیفش که توسط خواهرش مرضیه منتشر شده است.


 پدر ابوالفضل آدینه‌زاده، درباره نحوه جان‌باختن جگر گوشه‌اش در یک برنامه اسپیس در ایکس این گونه گفت: «ماموری که پسرم از فاصله نزدیک شلیک کرد، پس از شلیک لگدی به پسرم زد و گفت: خودت را موش‌مردگی نزن، بلند شو، اما کلیه ابوالفضل از هم پاشیده بود و ۱۲۰ گلوله ساچمه‌ای داخل شکم او بود، دکتری که او را جراحی کرد مجبور شد قلب پسرم را با دست بفشارد تا از کار نیفتد.»


ابوالفضل آدینه‌زاده؛

۱۶ مهر ۱۴۰۱ بر اثر اصابت گلوله‌های ساچمه‌ای از سوی ماموران در مشهد کشته 

دختر شجاعی به نام میلان


 این دختر شجاع، نامش میلان است، میلان خواجه، دانشجوی ممتاز دانشگاه زاهدان در مقطع کارشناسی ارشد که می‌توانست بی‌تفاوت باشد، درسش را تمام کند، برود پی زندگی‌اش، مهاجرت کند و ... اما او انتخاب کرد که مثل نیکا و سارینا و ... در برابر ظلم بایستد، تاوانش را هم با تعلیق شدن از دانشگاه، بازداشت‌شدن، بازجویی پس‌دادن، توهین‌شنیدن، آزار دیدن و محکوم به زندان شدن داد.


چندی پیش خبر داده بودیم که «شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان سیستان و بلوچستان با تایید حکم مجرمیت میلان (فاطمه) خواجه‌ای، دانشجوی تعلیقی دانشگاه زاهدان، او را به ۵ ماه حبس محکوم کرده است.


بنا بر حکم صادره از سوی دادگاه تجدیدنظر، میلان (فاطمه) خواجه‌ای به دلیل آنچه که «توزیع انواع تراکت تبلیغاتی علیه نظام و شعارنویسی روی دیوار و محیط دانشگاه و مدیریت یک کانال تلگرامی» خوانده شده به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۵ ماه زندان محکوم شده است.


پیش از این شعبه دوم دادگاه انقلاب زاهدان، این دانشجوی تعلیقی را به همین اتهام به یک سال زندان محکوم کرده بود.»


حالا، پرونده‌اش به شعبه اجرای احکام رفته و این شعبه او را برای اجرای حکم احضار کرده است، اما دوباره پرونده به دادگاه تجدیدنظر رفته است.


صدای دانشجویان با شهامت ایران چون میلان خواجه باشیم، دانشجویانی که با شجاعت خود لرزه بر پیکره نظام ولایی انداختند و در راه آزادی هزینه بسیاری متقبل شدند، آن‌ها دغدغه نجات ایران را داشته‌اند ولی نصیبشان بازداشت، شکنجه، تعلیق، حبس، تحقیر و ... شد. بسیاری از آن‌ها گمنام مانده‌اند، ولی انسان‌های تاثیرگذار و مهمی هستند. حق آن‌ها یک ساعت زندان هم نیست.

مبادا این جوانان غیورمان را نادیده بگیریم و فراموش کنیم.



#دانشجو

#نه_به_جمهوری_اسلامی

#حقوق_دانشجویان #رای_بی_رای #سیرک_انتخابات


پانزده سال پیش در چنین روزی : #علیه_فراموشی

 

پانزده سال پیش در چنین روزی : #علیه_فراموشی 


انتخابات ریاست‌جمهوری سال هشتاد و هشت آغاز شد، بهترین فرصتی بود که احمدی‌نژاد برود و چون میرحسین موسوی می‌توانست به وضعیت پایان دهد مثل میلیون ها نفر از او حمایت کردم. در آن زمان در یک بنگاه املاک کار می‌کردم، برای این‌که از میرحسین موسوی حمایت کنیم بنگاه را ستاد کردیم تا یک تو دهنی به خامنه‌ای و مزدورانش بزنیم، روزهای خوبی بود، همه سبز بودیم و یک‌دست، شادی همه جا را فرا گرفته بود و مردم همه یک‌دست بودند تا این‌که تقلب و کودتای گسترده‌ای در انتخابات ۱۳۸۸ شکل گرفت، همه در شوک و اندوه بودیم و از این‌که به بازی گرفته شده بودیم و تقلب بزرگی شده بود بسیار ناراحت بودم، برای اعتراض به ساختار رژیم جمهوری اسلامی در بیشتر راهپیمایی‌ها اعتراضی شرکت داشتم، راهپیمایی سکوت ۲۵ خرداد ، راهپیمایی ۲۸ خرداد ، راهپیمایی ۳۰ خرداد و راهپیمایی روز ۱۸ تیر، روز هجدهم تیر مثل همیشه از کرج به تهران رفتم تا برای سالگرد فاجعه کوی دانشگاه ۱۳۷۸ شرکت کنم، تعداد مردم معترض نسبت به اعترضات قبلی خیلی کم بود و تعداد یگان ویژه ، نیروی انتظامی و لباس‌شخصی‌ها بسیار زیاد بودند ، چند ساعتی گذشت و اگر اشتباه نکنم حدود ساعت پنج و نیم بود که در یکی از خیابان های فرعی ولیعصر از سوی لباس‌شخصی‌ها شناسایی و دستگیر شدم، زیرا آنها من را در حال شعار دادن شناسایی کرده بودند.


در همان لحظه دستیگری اول تلفن همراه منو گرفتند بعدش به با یک دستمال زرد دور چشم هایم بستند و دست هایم  را از پشت با دستبند پلاستکی محکم بستند و منو انداختند داخل صندوق عقب ماشین ، خیلی ترسیده بودم که قرار است من را کجا ببرند ، بعد از گذشت ۱۵ الی ۲۰ دقیقه من را از صندوق عقب ماشین بیرون آوردند و دو نفر من را بردند داخل یک ساختمان که صدای ضرب و شتم و ضجه جوانان به گوشم می‌رسید و از این موضوع ترسیده بودم که قرار است چه اتفاقی برآیم بیوفتد!!!. با همان چشم بند و دستبند روی زمین نشسته بودم که چند نفر تیشرت من را بالا زدند و خال کوبی که پشت کمرم بود را دیدند و شروع به کتک زدنم کردند که این علامت چیست روی کمرت؟! حسابی منو با لوله و باتوم زدند و حالا نوبت شخصی به نام حاجی شد که با این اسم صدایش میزدند!! اول فکر کردم این شخصی که حاجی صداش میزنند آدم خوبی است ولی سخت در اشتباه بودم زیرا حاجی یک جلاد شیطان صفتی بود که هیچ بویی از انسانیت نبرده بود، شخص حاجی با صدای بلند فریاد میزد که ندا آقا سلطان را میشناسی؟؟ 

و چرا اونو کشتی !! خیلی خیلی ترسیده بودم یک لحظه پیش خودم  فکر کردم که  نکنه دارند از من فیلم برداری میکنند تا قتل ندا آقاسلطان را به گردن من بیندازند!! هر چقدر اون شخص حاجی منو کتک می‌زد و سرم را به دیوار می‌کوبید تا از من اعتراف بگیرد گفتم من اصلا شخصی به نام ندا آقاسلطان را نمیشناسم که بخواهم اونو به قتل برسونم. حاجی بالاخره خسته شد و از کتک زدن من منصرف شد. تمام بدنم از شدت شکنجه ها درد میکرد و نمیدونستم کجا هستم و قرار است چه بلایی سر من خواهد آمد. خیلی تشنه بودم و بهشون التماس میکردم بهم آب بدهند، بعد از مدتی شخصی بهم گفت سرت را بالا بیار برایت آب آوردم ، من ساده تا سرم را بالا آوردم بیشرف حرومزاده اسپره فلفلی را تو صورتم خالی کرد و هیچ وقت اون زجری را کشیدم فراموش نمیکنم، مخصوصا صدای خنده هاشون که از شکنجه های امثال من داشتند لذت می‌برند.


چند ساعتی گذشت، هر کاری کردم چشم بند را پایین بیارم که کجا هستم نتوانستم، آنقدر محکم بسته بودند که سرم داشت منفجر میشد. صدای فریاد بازداشتی های دیگری را می‌شنیدم که داشتند التماس میکردن از شکنجه شون دست بکشند در همان لحظه شخصی با صدای بلند فریاد زد حاجی تو را خدا  نکشید گناه داره ، یک دفعه متوجه شدم لوله اسلحه روی سرم است و همون شخص حاجی بلند فریاد میزد دیکتاتور کیه؟؟!! از ترس سکوت کرده بودم که قرار است در اینجا بمیریم ،  بعد از چند دقیقه باز از دوباره  همشون شروع به خندیدن کردند. چند ساعتی گذشت که من را سوار یک ماشین کردند، پیش خودم همش فکر میکردم الان یک جایی منو پیاده میکنند و میگن آزادی ولی اینطور نبود و همش یک رویای بچه گانه بود. من را به پلیس امنیت میدان حر بردند و چشم بند و دست بندم را باز کردند، ساعت حدود ۱۱ شب بود و از اینکه از آن جهنمی که نمی‌دانستم کجا بود جان سالم بدر برده بودم بسیار خوشحال بودم ، ولی جوانان زیادی را دستگیر کرده بودند که همگی در پلیس امنیت به همراه من روی زمین نشسته بودیم ، بعد از حدود یک ساعت ما را سوار ماشین  ون پلیس کردند و ما را به پلیس پیشگیری میدان انقلاب انتقال دادند....




ویدیویی از ضرب ‌ شتم محمد طریقت در کنار خانواده اش توسط ماموران حکومتی

  #محمد_طریقت_اسفنجانی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای #آذربایجان_شرقی، با انتشار ویدیویی از ضرب و شتم خود در مقابل خانواده‌اش خبر داد.   ...