🔴توصیف لاجوردی ملقب به قصاب اوین از زبان دخترش
.
وقاحت کم میاورد در مقابل این حرامزادگان
مریم حبیبی عضو فعال کانون دفاع از حقوق بشر در ایران (بشریت) و عضو فعال شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران (آزادگی)
.
وقاحت کم میاورد در مقابل این حرامزادگان
🔴 خلاصه و مفید اثبات کرد؛ درختی که ۴۵ سال ثمر نداده دیگر نیازی به آبیاری ندارد.
میلاد محمدی، برادر جاویدنام شهریار محمدی، ویدیویی از لحظه ربودن جاویدنام برزین حمزهزاده منتشر و برخی از عوامل بازداشت او را شناسایی و معرفی کرد. او نوشت:
«شناسایی سرکوبگران سپاه
صحنه اول حمله نیرو های کورد اطلاعات سپاه به #برزین_حمزه_زاده
و شناسایی نیروهایی که برزین ۱۵ ساله رو ربودند .
راننده ماشین ۲۰۷ مشکی سرکوبگر رحمان رحمانی فرزند حاج محمد رحمانی معروف به حاج محمد بانه زه ری
اهل روستای بانه زه ری ساکن سردشت و جزو نیروهای اصلی سرکوبگر
در آخر پراید سفید کسی که پیاده میشود و به زور برزین کودک ۱۵ ساله رو سوار پراید سفید میکند (سیامند سلیمانی) ساکن سردشت و کرد خودفروخته
در روزهای آینده آدرس این افراد را به اشتراک خواهم گذاشت و این جانیان را میسپاریم به مردم کردستان
آیا ببینیم این خونخوارها در کردستان جایی دارند؟!
#برزین_حمزه_زاده اولین کودکی است که تا الان ما به اسم میشناسیم و مدرک داریم که حکومت جنایتکار درنده خامنهای ربوده و شکنجه کرده و کشته، ما مدرک داریم و شاهد و درخواست دارم هر سازمان حقوق بشری که جهانی و ایرانی میشناسید معرفی کنید تا تمام اطلاعت اصلی برزین را با مدارک خای کامل و شواهد در اختیار بگذارم این جنایت را نباید به راحتی ازش عبور کنیم.
منبع خبری :صفحه میلاد محمدی مبارز و آسیب دیده جسمی و برادر جاویدنام شهریار محمدی
آیا میدانید در جریان جنبش زن، زندگی، آزادی چقدر در بازداشتگاهها از هویت جنسی افراد ال.جی.بی.تی+ بازداشتشده در جمهوری اسلامی سوءاستفاده شده است؟
در این برنامه شایا گلدوست، کنشگر مسائل جنسیتی، در این باره صحبت میکند.
این برنامه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱ در صفحه اینستاگرام آموزشکده توانا برگزار شده است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
«من اشکانم، من کشته شدم، من بارها به قتل رسیدم، من افول انسانیت را دیدم و تصمیم گرفتم چشمهایم را به روی این همه ظلم و جنایت تا ابد ببندم، ساکن تهران، ورزشکار و مربی کیک بوکسینگ، روی اسنپ کار میکردم، اعتراضات ۹۸ دستگیر شدم، تحت فشار و شکنجه برای اعتراف به جرم ناکرده! من هیچ پمپ بنزینی آتش نزده بودم. اعتراضات ۱۴۰۱، مهرماه، از سر کار یه خانه میآمدم. باز هم دستگیر شدم به جرم ناکرده! وکابوسهای ادامهدار من به مرگم ختم شد، در بند ۱ تیپ ۶ تهران بزرگ بودم، در یکی از شورشهای زندان همراه دو نفر گرفتار رسولی نامی شدم که فرمانده یگان ضدشورش زندان است، دستها را رو به آسمان میگرفت و میگفت: خدایا قبول کن! سپس محکم میزد پسِ گردنم، اینقدر میزد که پیرهن گرانقیمتش با خون من قرمز میشد، میگفت دستم بسته است اگر نه باید بکشمتان مثل سگ! بعد هم رجزخوانی و حرفهای رکیک جنسی، همین قدر بدانید که سه روز از پا آویزان بودم …من بیبضاعت رزمیکار … در دادگاه در پنج دقیقه قاضی صلواتی به من حکم پنج سال داد! از خشم و اضطراب و فشارهای عصبی میلرزیدم، دیگر تحمل اعدامهای مصنوعی را نداشتم … یک روز چند روحانی به زندان آمدند، خودم را به آنها رساندم، از دردهایم و بیگناهیام گفتم، گفتم که چند روز دیگر سالگرد برادرم است میخواهم کنار مزارش باشم، از مرگ مادرم گفتم. گفت: باید بمانی و حبس بکشی … در اوج استیصال بودم، کرمهایی که از خوردن روحم تغذیه میکردند، همان شب با گیوتین کنسرو ماهی رگم را زدم ،،، روی دیوار حمام نوشتم؛ داداشا حلالم کنید. همبندیها اورژانس را خبر کردند، پیروزفر رئیس تیپ ۶ زندان گفت : دعا کن که بمیری، اگر نه خودم تکهتکهات میکنم، سه روز بعد در بیمارستان، با دیدن رسولی، از مزدوران زندان خودم را باختم و از طبقه سوم به پایین انداختم …. مرگ تو کجایی ،،، دچار آسیب نخاعی شدم! اما اسمم در لیست عفو شدهها بود … نمیتوانستم راه بروم، پدرم مرا به تبریز برد، من به ته لیوان رسیده بودم، دوباره پلیس امنیت برای خودکشیام در زندان پرونده گشوده بود و من احضار شدم …طاقت مواجهه با شیطان را نداشتم …قرصهایم و بعد لیوان آب … من مرده بودم …..و تمام دردهایم را با خود دفن کردم»
- متن و ویدیو ارسالی از طرف یکی از دوستان نزدیک اشکان
#اشکان_بلوچ #نه_به_جمهوری_اسلامی ج
در موصل توسط وحوش داعش
در کابل توسط وحوش طالبان
و در تهران توسط وحوش خامنهای فاسد
#رویا_حشمتی
#محمد_طریقت_اسفنجانی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای #آذربایجان_شرقی، با انتشار ویدیویی از ضرب و شتم خود در مقابل خانوادهاش خبر داد. ...