۱۴۰۱ اردیبهشت ۲۵, یکشنبه

دلنوشته طنز من اینجوری فکر میکنم

 


دلنوشته از یک هموطن 

✍مریم حبیبی

نام شعر؛من اینجوری فکر میکنم 

 

من اینجوری فکر میکنم 

که اراده ی خدا عوض نمیشه

خودت که عیب و نقص ما رو دیدی

از اولش درست می آفریدی

یه چیز میگم یه وقت نگی جفنگه

فکر میکنم یه جای کار میلنگه

والا کشیش و شیخ و شاه که نیستی

اهل دروغ و اشتباه که نیستی

یه عالمه جونورآفریدی

کرگدن و اسب و خر آفریدی

کلی به سوسک و پشه حال دادی

به هردوتاشون پر و بال دادی

نوبت خلقت که به آدم رسید

یدفعه ای بال و پرت پر کشید؟

الان میگی من به تو عقل دادم

که هیشکی هم نداره غیراز آدم

پیش خودت نگفتی اینکار بده؟

عقل بدی به هیچی هم قد نده؟

آدم رو ساختی که خرابش کنی؟

ازتو بهشت یهو جوابش کنی؟

بخاطر یه سیب نیم خورده

کی آبروی بنده ای رو برده؟

زدی تو پوزش که سرافکنده شه؟

پیش زنش طفلکی شرمنده شه؟

میگن همیشه بخشش از بزرگاس

خدا کیه بزرگه کله دنیاس

قربونه قدرتت تو که خدایی

اول و آخر بزرگیایی

خودت بهش کلی ماشالا گفتی

وقتیکه ساختی باریکلا گفتی

جان خودم این دیگه خیلی درده

بگن طرف حرفتو گوش نکرده

اگه اراده ی خودت نباشه

همینجوری گل نمیتونه وا شه

اگر بگن خدانمیپسنده 

غنچه غلط میکنه هی بخنده

میخواستی شوتش کنی روی زمین

پس چرا گفتی احسن الخالقین؟

روی زمین ببین چه غوغاییه؟

کارای بنده هات تماشاییه

دویستومن دست فقیر میگذاره

توقعه کله بهشتو داره

چه می‌شد اصلا تو بهشت نداشتی

خلق رو به حال خودشون میذاشتی

الان تو دنیا هرچی کاره زشته

 برای رفتن به همون بهشته

دسته یه عده آدمه طمعکار

یه عده ی دیگه شدن گرفتار

بیخودی گیر میدن به موی مردم

جفت پا میرن تو آبروی مردم

بهشتشم که چیزی توش نیست

فقط چهارتا نره توی فردیس

شیروشرابشم که توی جوبه

بازم همینکه هست خیلی خوبه‌‌

چقدمیشه رفت لبه چشمه آب خورد؟

چقدر میشه فقط نشست شراب خورد؟

راستی و حوری و میکده

اونجا خوبه پس چرا اینجا بده؟

مردا که دورشون پراز حوریه

شرایطه زن‌ها هم همینجوری؟

زن تو بهشت هرجوری خواست میگرده؟

یا نه بازم تابع حرف مرده؟

میگن اگه بهشت پراز حوریه؟

تکلیفه این زن‌های مومن چیه؟

شنیدم اونجا بی فرودگاهه

بدون جاده و بزرگراهه

اونجا بریم باید شتر سوار شیم؟

تو بیابوناش باید قطار شیم

وقتی بهشت کامپیوتر نداره؟

هرکی بخواد خودش باید بیاره؟

وقتی وسایلو رفاهیش کمه

پس چرا تبلیغ میکنن اینهمه؟

اینجا که ما کلی وسایل داریم

با اینهمه هزارتا مشکل داریم

اونجا میگن هزارسال نوری

باید سر کنی با یه حوری

میبینی بنده هات چکار میکنن؟

همدیگرو هی لت و پار میکنن؟

هزاران ساله که مفتی مفتی

سر میبرن میان میگن تو گفتی

جوونه ریش داره قندهاری

میاد میشه قاتله انتحاری

از سر بی فکری و بی کله ای

همینجوری آدم میکشن فله ای

میگن برای رضای خداس

رضای تو واقعا اینجورچیزاس؟

نمیدونم والاکجانوشته؟

که جای قاتلا تو بهشته

خلاصه ی کلام خیلی پستن

اونا که از قول تو خالی بستن

یکیش همین جناب ملاعمر

هیچی نخورده جز مغز خر

اگه میخوادبره بهشت این آدم 

یکاری کن بنده برم جهنم

کاش اصلا این جمله رو میشنفتن

که بچه جون اینارو من نگفتم.


مقاله هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت/ آغاز عصر تغییرطلبی


هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت
/ آغاز عصر تغییرطلبی

نویسئده مریم حبیبی


بزنگاه اجتماعی"زمان آغاز تغییر مسیر یک حرکت" اسث

بزنگاه، تنش زاترین و برانگیزاننده ترین لحظه ایست که طی آن بحران به نهایت تعارض خود می رسد و در آنجا اتفاقی رخ می دهد که روند حرکت عوض می شود.

در جامعه شناسی سیاست در نقطه بزنگاه تاریخی، وقتی تعارض به اوج می رسد در آوردگاه جامعه و حکومت تنها دو راه وجود دارد، عقلانیت (گره گشایی) یا زور وخشونت.

بسته به راهی که حکومت ها بر می گزینند جهت حرکت سیستم اجتماعی تغییر می کند به نحوی که حتی سرنوشت سیستم را پس از آن می توان پیش بینی کرد. از آنجا که گره گشایی از عقلانیت و خرد ریشه می گیرد ادامه منازعه در یک سیستم نرمال بر مبنای عقلانیت و بسوی کاهش تعارض پیش می رود و در افق به ثبات می رسد و از آنجایی که خشونت از عدم خرد و زور ریشه می گیرد در یک سیستم غیرنرمال ادامه تعارض با سرکوب بیشتر همراه خواهد بود و در افق در موقعیت خلا قدرت به فروپاشی خواهد انجامید بنا بر این طرح نظری هرگاه در یک بزنگاه تاریخی تصمیمی غیرعقلانی و خشونت بار گرفته شود در ادامه در هیچ بخشی از سیستم شاهد روند عقلانی، رخدادهای نرمال و پایداری نخواهیم بود.

🔹چرا آبان ۹۸ بزنگاه تاریخی بود

در آبان ۹۸ با خشونت عریان و هدفمندی که بکارگرفته شد به یکباره تمام حرمت باقیمانده بین جامعه و سیستم شکسته شد و پیرو آن تمام مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به مرور فرو ریخت. روح جامعه ایران بعد از آبان ۹۸ افسرده شد و تن جامعه زخم عمیقی برداشت.حرمت شکنی از تحقیر ملت آغاز شد.-ملتی که تا پیش ازین هم خودی و بالغ شمرده نمی شد این بار رسما به سخره و تحقیر هم گرفته شد. ملت حتی لایق آمادگی برای تحمل فشار بیشتر دانسته نشد. شوکه شدن مردم وتصمیم پنهان حاکمیت، که کاملا اقتصاد شکننده بخشی از آنها را تهدید می کرد و داستان مسخره صبح جمعه روحانی یک تحقیر آشکار بود. پس طبیعتا جامعه سر به اعتراض برداشت و انتظار داشت نهایتا پاسخی در حد اعتراض خویش ببیند.-در آبان ۹۸ سیستم قواعد بازی را بهم زد و بزرگترین سرکوب خیابانی عصر جدید را رقم زد. میزان و گستره ی سرکوب و آمادگی در قطع همه ارتباطات گویی نشان از یک اقدام هدفمند و یک پیام داشت. پیام این سرکوب بزرگ و بی منطق( تنها یک روز پس از اعتراضات و بدون تلاش برای آرام کردن التهاب جامعه)این بود که بدانید و آگاه باشید زین پس اولین پاسخ ما آخرین پاسخ و تمام کننده خواهد بود و هیچ عقلانیت و مدارایی هم در کار نیست. بزرگترین اشتباه و حرمت شکنی حکومت ها استفاده از "آخرین راه" در پاسخ به یک اعتراض عمومی است. بنابه تجربه تاریخی این شیوه در کوتاه مدت تخم انفعال را دربطن جامعه می کارد ولی تاسف بار ثمر دادن بذر انفعال در خشم توده هاست.

-همراهی کامل دولت منتخب در چنین بحرانی با جریان سرکوبگر و سکوت الیگارشی اصلاحات مفاهیم و کنشهای معطوف به اصلاحات سیاسی و انتخاباتی و در کل امکان حرکت به سمت توسعه سیاسی با این روش ها را بی معنا کرد. به راستی که دولت ابتذال پایانی بر شبه دموکراسی انتخاباتی در ایران بود. چرا که تنها دوسال پس از بسیج یک ملت در انتخابات برای جلوگیری از پیروزی تندروها، جامعه از میانه روها چنین زخم عمیقی خورد و برای تندروها فرش قرمز پهن شد. پس از آبان دولت ابتذال در جایگاه خیانتکار به رای ملت قرار گرفت و چنان به روند اشتباهات آن افزوده شد که برای عموم جامعه و حتی طبقات حساس آن دیگر جایگزینی آن با یک دولت نظامی قضایی تفاوتی نداشت.

- پس از بزنگاه روند غیرعقلانیت تداوم می یابد. سناریوی هواپیمای اوکراین، ماجرای مشکوک ورود کرونا، فروپاشی اقتصادی، دزدی تاریخی در بورس، قرارداد های ۲۵ ساله، انتخاباتی کاملا هدایت شده و جایگزینی ضعیف ترین دولت تاریخ معاصر با مضحک ترین دولت.- پس از آبان گویی قبح همه چیز شکسته شد. وقتی این همه نوجوان و جوان و زن و مرد تنها دریک اعتراض کوتاه مدت کشته شوند دیگر چه چیزی می تواند قبیح تر بنماید؟

پرسش اساسی اینکه آیا جامعه ایران این فاجعه را تاب خواهد آورد؟

پس از آبان در مدت کوتاهی تمام مناسبات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی جامعه در حال فرو ریختن است. توده ها و فرودستان که در هجوم اقتصادی کمر خود را شکسته دیده اند در میدان اعتراض هم پاسخ سختی دریافت کرده اند خشمگین به آینده می نگرند. آنها دیگر منتظر الیت جامعه نمی مانند و دو عنصر حداکثری و حداقلی تغییر و زمان را باهم خواستارند. طبقه متوسط که پس از بازی های تکراری انتخاب دولت همسو و خیال خوش شبه دموکراسی در میانه بحران های بزرگ اخیر خود را هیچ کاره یافته فعلا در ابرتورم با خرده دلالی روزگار می گذراند، به ورطه انفعال اجتماعی افتاده است و بیشتر در حال

کوچک شدن است.جریانات پیشرو که گویی هر چه رشته ی اصلاح و تحول بود در خواب بافتند و به یکباره با دیدن چهره واقعی منازعات قدرت، خشونت و صورت بندی جدید اجتماعی دچار بحران در اندیشه سیاسی شده اند.جریانات پیشرو و حتی نخبگان جامعه مدنی به یکباره عاملیت اجتماعی خود را از دست دادند و به نحوی که بسیاری از آنها در طی همین دو سال مجبور به بازنگری یا کناره گیری شدند

🔹در یک نگاه پرسپکتیو و فراتر از بازی های ظاهری و مسایل سطحی و روزمره ی سیاست صورت مساله مطرح چنین است:"در ایران عقب ماندگی سیستم سیاسی در پاسخ به مطالبات انباشته معیشتی، اجتماعی، فرهنگی و نسلی(مطالبات موج نو) و مقاومت ایدئولوژیک سیستم در مقابل هرگونه تحول ساختاری، در مراحل اوج تعارضات اجتماعی(دوگانه عقلانیت-سرکوب) منجر به سرکوب خشن جنبش ها و مطالبات برحق اجتماعی شده است چیزی که نهایتا در بزنگاهی چون آبان ماه فاجعه آفرید و روند حرکت سیستم اجتماعی را تغییر داد."در نتیجه این تغییر روند اجتماعی در ایران دیگر هیچ چیز به قبل از آبان ۹۸ برنخواهد گشت. نه جامعه، نه حکومت و نه کیفیت جنبش های اجتماعی!از تبعات مشخص تغییر روند اجتماعی پس از آبان تغییر فاز جنبش های اجتماعی است. با این سطح از خشونت و کشتاری که در آبان رخ داد حاکمیت مسئول مستقیم این تغییر فاز است.جنبش های بعدی(در هم افزایی با بحران های اجتماعی موجود) بلافاصله به بحرانی بزرگتر بدل خواهد شدو در آن بحرانها نیروهای پیشرو دیگر امکان و شرایط کنترل یا مدنی کردن جنبش را نخواهند داشت چرا که الیت جامعه خود نیز دیگر اعتقاد به امکان و ارزش مشارکت سیاسی و تحولات واقعی در این چارچوب را از دست داده است. همین فقدان ارزش مشارکت سیاسی به مرور باعث دور شدن هر چه بیشتر از راه حل های سیاسی خواهد شد. در تداوم چنین روندی بعد از طی دوره انفعال در سمت جامعه و حتی جریانات سیاسی" تغییر طلبی" به دال مرکزی گفتمان جدید بدل خواهد شد. 

۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۸, یکشنبه

محرومیت از درمان؛ گزارشی از وضعیت صدیقه اقدسی، شهروند بهائی در زندان عادل آباد شیراز


 

محرومیت از درمان؛ گزارشی از وضعیت صدیقه اقدسی، شهروند بهائی در زندان عادل آباد شیراز 

خبرگزاری هرانا – صدیقه اقدسی، شهروند بهائی محبوس در زندان عادل آباد شیراز از رسیدگی پزشکی و اعزام درمانی محروم مانده است. خانم اقدسی چندی پیش در پی سکته قلبی به بیمارستان منتقل شده بود، اما پس از ۵ روز بدون دریافت خدمات درمانی کافی به زندان بازگردانده شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صدیقه اقدسی، شهروند بهائی در زندان عادل آباد شیراز از رسیدگی پزشکی محروم مانده است.

یک منبع نزدیک به خانواده در این خصوص به هرانا گفت: «خانم اقدسی در زندان دچار سکته قلبی شده و پس از بروز دست درد و کمردرد و بی حسی دست در تاریخ ۷ اردیبهشت به بیمارستان قلب الزهرا منتقل شد. ۵ روز در بخش مراقبت های ویژه نگهداری شد اما برخلاف گفته قبلی پزشک معالج مبنی بر نیاز به بستری دستکم ۵ روزه به دلیل فشار خون بالا به صورت ناگهانی از بیمارستان مرخص شده و به زندان بازگردانده شد. حالا هم علیرغم دستور پزشکان مبنی بر ام‌آر‌آی قلب، مسئولان زندان به بهانه‌های واهی از اعزام او به بیمارستان خارج از زندان ممانعت میکنند.»

به گفته این منبع مطلع، مسولان دلیل عدم رسیدگی پزشکی را، کوتاه بودن دوران حبس خانم اقدسی عنوان میکنند.

صدیقه اقدسی در تاریخ ۷ اردیبهشت‌ماه در پی سکته قلبی به بیمارستان منتقل شده و چند روز بعد علیرغم نیاز به رسیدگی مناسب پزشکی، مجددا راهی زندان شد.

صدیقه اقدسی، به همراه شماری از شهروندان بهایی در تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۰ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به سلول های انفرادی بازداشتگاه های نیروی انتظامی تحت نظر اطلاعات سپاه و بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز منتقل شدند. آنان نهایتا در اردیبهشت ماه با تودیع قرار وثیقه، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

این افراد آبان ماه ۱۴۰۰ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز هر یک از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری و از بابت اتهام عضویت در گروه های معاند نظام به ۳۱ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شدند. ۲۵ ماه از حکم خانم اقدسی به حالت تعلیق در آمده است.

وی در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۰ جهت تحمل دوران محکومیت بازداشت و به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد. بازداشت این شهروند پس از احضار به دادگاه انقلاب به بهانه پاره ای از توضیحات و بدون ابلاغ اجرای احکام صورت گرفته بود.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

گزارشی از آخرین وضعیت شش شهروند بهائی در زندان عادل آباد شیراز


 

گزارشی از آخرین وضعیت شش شهروند بهائی در زندان عادل آباد شیراز 

خبرگزاری هرانا – شش شهروند بهائی به نام‌های شهناز ثابت، صدیقه اقدسی، بهروز فرزندی، قاسم معصومی، فرهام ثابت و فرزان معصومی، دوران محکومیت خود را در زندان عادل آباد شیراز سپری میکنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، شهناز ثابت، صدیقه اقدسی، بهروز فرزندی، قاسم معصومی، فرهام ثابت و فرزان معصومی، شهروندان بهائی دوران محکومیت خود را در زندان عادل آباد شیراز سپری میکنند.

صدیقه اقدسی در حالی که مدتی قبل، پس از آنکه از زندان به بیمارستان منتقل شد، دچار سکته قلبی شده و پس از ۴ روز بستری در بخش ccu و علیرغم نیاز به رسیدگی مناسب پزشکی، مجددا راهی زندان شده است. از سوی دیگر شهناز ثابت به بیماری‌های متعددی از جمله کمر درد و سنگ کلیه مبتلاست. همچنین بهروز فرزندی که از مجروحان و اسرای سابق جنگ ایران و عراق است بیش از ۲۵ سال گذشته را به دلیل بیماری قلبی و مشکلات عصبی و شنوایی ناشی از موج انفجار در جنگ تحت مراقبت های پزشکی بوده است. مشکلات جسمی و بیماری این شهروندان باعث افزایش نگرانی خانواده آنان شده است.

فرهام ثابت و فرزان معصومی در سال ۹۵ توسط نیروهای امنیتی در شیراز بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه آزاد شدند. آنان خردادماه ۹۹ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سید محمود ساداتی از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌های مخالف نظام” هر یک به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شدند. این محکومیت در مرحله تجدیدنظر به ۲ سال زندان برای هر یک تقلیل یافت. این شهروندان نهایتا در تاریخ ۳ بهمن‌ماه جهت تحمل حبس راهی زندان عادل آباد شیراز شدند.

شهناز ثابت در تاریخ ۱۰ شهریورماه ۱۳۹۸، توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در شیراز بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار وثیقه آزاد شد. مامورین پیش از بازداشت ضمن تفتیش منزل، تعدادی از لوازم شخصی وی را ضبط کرده و با خود بردند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم ثابت همراه با چند شهروند بهائی دیگر روز یکشنبه ۲۱ اردیبهشت ۹۹ برگزار شد. خانم ثابت نهایتا اواخر اردیبهشت‌ماه ۹۹ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز به ریاست قاضی سید محمود ساداتی از بابت اتهامات فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروه‌های مخالف نظام به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. پس از اعتراض به رای صادره، پرونده خانم ثابت به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شد و اواخر تیرماه ۹۹، دادگاه تجدیدنظر استان فارس وی را به ۲ سال حبس تعزیری محکوم کرد.

خانم ثابت در تاریخ ۲۱ مهرماه ۹۹ بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان عادل آباد شیراز منتقل و در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ماه ۹۹، پس از قبول درخواست اعاده دادرسی از زندان عادل آباد شیراز آزاد شد. وی اسفندماه ۱۴۰۰ علیرغم ثبت مجدد درخواست اعاده دادرسی بازداشت و جهت اجرای حکم به زندان عادل آباد شیراز منتقل شد.

 صدیقه اقدسی، بهروز فرزندی و قاسم معصومی در تاریخ ۱۷ فروردین ماه ۱۴۰۰ به همراه عالیه فروتن، سیامک هنرور و سعید اتحاد توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به سلول های انفرادی بازداشتگاه های نیروی انتظامی تحت نظر اطلاعات سپاه و بازداشتگاه وزارت اطلاعات شیراز منتقل شدند. آنان نهایتا در اردیبهشت ماه با تودیع قرار وثیقه، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شدند.

این افراد آبان ماه ۱۴۰۰ توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شیراز هر یک از بابت اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به ۷ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری و از بابت اتهام عضویت در گروه های معاند نظام به ۳۱ ماه و ۱۶ روز حبس تعزیری محکوم شدند. محکومیت آقای فرزندی و معصومی در مرحله تجدیدنظر عینا تایید شده و ۲۵ ماه از حکم خانم اقدسی و خانم فروتن به حالت تعلیق در آمده است. این شهروندان در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۰ جهت تحمل دوران محکومیت بازداشتو به زندان عادل آباد شیراز منتقل شدند. بازداشت این شهروندان پس از احضار به دادگاه انقلاب به بهانه پاره ای از توضیحات و بدون ابلاغ اجرای احکام صورت گرفته بود.

شهروندان بهائی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهائی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

سه شهروند مسیحی به حبس، جزای نقدی و محرومیت های اجتماعی محکوم شدند


 

سه شهروند مسیحی به حبس، جزای نقدی و محرومیت های اجتماعی محکوم شدند 

خبرگزاری هرانا – دادگاه انقلاب تهران، انوشاوان آودیان، شهروند مسیحی را به تحمل ۱۰ سال حبس، پرداخت جزای نقدی و محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم کرد. بر اساس این حکم همچنین عباس سوری و مریم محمدی دو نوکیش مسیحی به پرداخت ۵۰ میلیون تومان جزای نقدی و انواع محرومیت های بلند مدت اجتماعی محکوم شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم دادگاه انقلاب تهران علیه انوشاوان آودیان، عباس سوری و مریم محمدی صادر و ابلاغ شد.

بر اساس این حکم که توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر و ابلاغ شده است، انوشاوان آودیان به تحمل ۱۰ سال حبس و محرومیت از حقوق اجتماعی به مدت ۱۰ سال و همچنین پرداخت جزای نقدی محکوم شد. همچنین بر اساس این دادنامه عباس سوری و مریم محمدی نیز به مدت ۱۰ سال محرومیت از حقوق اجتماعی و پرداخت جزای نقدی درجه ۵ در حق صندوق دولت به ارزش ۵۰ میلیون تومان، منع عضویت در گروه ها و دستجات سیاسی، منع خروج از کشور و ثبت حضور به صورت فصلی در دفتر نظارت و پیگیری ضابطین پرونده و منع اقامت در استان تهران و استان های همجوار آن به مدت ۲ سال محکوم شد.

اتهام مطروحه علیه این شهروندان “تشکیل و اداره جمعیت تحت عنوان کلیسای خانگی مسیحیت تبشیری صهیونیستی با هدف برهم زدن امنیت کشور” و “نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره” عنوان شده است.

ایمان سلیمانی وکیل مدافع عباس محمدی و انوشاوان آودیان در این خصوص به هرانا گفت: “این حکم در حالی صادر شده که هیچگونه توجهی به دفاعیات صورت نگرفته و نادیده انگاشته شده است. با نگاهی به رای صادره متوجه خواهیم شد آنچه در گردش کار ضابطین آمده عیناً به عنوان رای صادر شده است.”

پیشتر کیفرخواست انوشاوان آودیان و عباس سوری توسط شعبه ۳ بازپرسی دادسرای امنیت اوین صادر شده بود.

لازم به اشاره است علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.

برخورد با نوکیشان مسیحی در ایران در حالی صورت می گیرد که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

تعیین زمان و شعبه دادگاه تجدیدنظر سه نوکیش مسیحی در رشت


 

تعیین زمان و شعبه دادگاه تجدیدنظر سه نوکیش مسیحی در رشت 

خبرگزاری هرانا –  جلسه دادگاه تجدیدنظر احمد (یوحنا) سرپرست، ایوب (فرزین) پوررضازاده و مرتضی حاجب مشهود کاری سه نوکیش مسیحی ساکن رشت، روز دوشنبه ۲ خردادماه در شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر استان گیلان برگزار خواهد شد. این شهروندان پیشتر در مرحله بدوی هر یک به ۵ سال و یک روز حبس و جزای نقدی محکوم شده بودند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، زمان و شعبه جلسه دادگاه تجدیدنظر احمد (یوحنا) سرپرست، ایوب (فرزین) پوررضازاده و مرتضی حاجب مشهود کاری تعیین شد.

بر اساس ابلاغیه‌ای که به تازگی صادر و به ایمان سلیمانی وکیل مدافع این افراد ابلاغ شده است، جلسه دادگاه تجدیدنظر این سه نوکیش مسیحی، ساعت ۱۰ صبح روز دوشنبه ۲ خردادماه در شعبه ۱۸ دادگاه تجدیدنظر استان گیلان برگزار خواهد شد.

احمد (یوحنا) سرپرست، ایوب (فرزین) پوررضازاده و مرتضی حاجب مشهود کاری، در فروردین ماه امسال توسط دادگاه انقلاب رشت از بابت اتهاماتی از جمله “تشکیل کلیسای خانگی، تبلیغ علیه نظام، ارتباط با عوامل تبشیری صهیونیستی و فرقه برانهامیست در خارج از کشور”، هریک به ۵ سال و یک روز حبس و پرداخت ۱۸۰ میلیون ریال جزای نقدی به استناد ماده ۵۰۰ مکرر محکوم شدند.

پیش از این، ایمان سلیمانی وکیل مدافع این شهروندان در خصوص حکم صادر شده از سوی دادگاه انقلاب رشت به هرانا گفته بود: “روند رسیدگی به این پرونده در یک مسیر غیرقانونی و با فشار ضابطین و تحت تاثیر قراردادن قاضی رسیدگی کننده و ایجاد حواشی و غوغاسالاری بود تا به هدف خود در محکومیت موکلین برسند زیرا مطابق محتویات پرونده موکلین نه تنها جرمی مرتکب نشده اند که مستحق مجازات مطابق ماده ۵۰۰ مکرر باشند بلکه بر اساس اصل آزادی عقیده و منع تفتیش عقاید واصل تفسیر مضییق قوانین جزایی مورد ظلم نیز قرار گرفته اند که در یک روند دادرسی عادلانه قطعا محکوم نخواهند شد.”

بهمن ماه ۱۴۰۰، پرونده احمد (یوحنا) سرپرست، ایوب (فرزین) پوررضازاده و مرتضی حاجب مشهود کاری، به دادگاه انقلاب این شهر ارسال شده بود.

احمد (یوحنا) سرپرست، ایوب (فرزین) پوررضازاده و مرتضی حاجب مشهود کاری در تاریخ ۱۴ شهریورماه ۱۴۰۰، توسط نیروهای امنیتی در رشت بازداشت شدند. احمد (یوحنا) سرپرست و مرتضی حاجب مشهود کاری روز شنبه ۲۷ شهریورماه همان سال، طی یک تماس تلفنی با خانواده خود از انتقالشان به زندان لاکان رشت خبر داده و نهایتا در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ با تودیع قرار وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از این زندان آزاد شدند. آقای پوررضازاده نیز اوایل مهرماه ۱۴۰۰ با تودیع قرار وثیقه ۴۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.

گفته می‌شود که بستگان این شهروندان در خصوص اطلاع‌رسانی درباره وضعیت عزیزانشان مورد تهدید ماموران اطلاعات سپاه قرار گرفته‌ بودند. به علاوه یکی از بستگان آنان و سایر اعضای این کلیسای خانگی نیز به اداره اطلاعات سپاه رشت احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

احمد (یوحنا) سرپرست ۲۵ ساله، ایوب (فرزین) پوررضازاده ۲۸ ساله و مرتضی حاجب مشهود کاری ۳۸ ساله، نوکیشان مسیحی و از شهروندان ساکن رشت هستند.

لازم به اشاره است علیرغم اینکه طبق قانون مسیحیان به عنوان یک اقلیت دینی به رسمیت شناخته می‌شوند، با این حال دستگاه‌های امنیتی مسئله‌ی گرویدن مسلمانان به مسیحیت را با حساسیت خاصی دنبال می‌کنند و برخورد قهرآمیزی با فعالان این عرصه دارند.

برخورد با نوکیشان مسیحی در ایران در حالی صورت می گیرد که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

۱۴۰۱ اردیبهشت ۱۶, جمعه

خلاصه جلسه سالیانه شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران ( آزادگی)


 با درودخدمت همکاران شبکه مدافعین حقوق بشر در ایران /ازادگی

خلاصه‌ای از جلسه 3 مای 2022 در روز سه شنبه ساعت 20 به وقت آلمان

جناب آقای شفایی در ابتدا کمی گلایه کردند از برخی از همکاران که همکاری  نمیکنند و فقط اسمشان هست و فرموند که وقتی ما یک وبلاگ درست میکنیم و با آن کار انجام میدهیم  یک  رابطه دوطرفه هستش که همانطور که یک سری اطلاعات میدهیم باید یکسری اطلاعات بگیریم و یکی از ایراداتی که در مجموعه ما است دوستانی که میان در مجموعه اطلاعات خودشان را که منتقل میکنند می‌روند و اطلاعات دیگران را نمیبینند  و استفاده نمیکنند و حتی نمیخوانند و این اصلاً ارزش ندارد و از هدف شبکه می‌آیند بیرون و در ادامه فرمودند ما فقط خبر نمیخواهیم ما مطالب  و مقاله های جالب .شعر فیلم کلیپ های مختلف و نقاشی و کاریکاتور حتی اتفاقات جالبی که برای خودشان افتاده میخواهیم که بفرستند البته  در ابتدا در وبلاگتان منتشر کنید  و بعد ایمیل کنید  برای شبکه که شبکه برای دیگران منتشر کند که جذابیت خواندن و دیدن داشته باشد و افزودند دوستانی که در شبکه هستند میتوانند مقاله بدهند حتی اگر هنوز در آزمون کانون قبول نشده‌اند  و وارد نشده‌اند میتوانند در شبکه شروع به فعالیت کنند  و تاییدیه فعالیت بگیرند  و حتی از لینک هایش برای مدارک دادگاهشان استفاده کنند و از نشریه آزادگی هم استفاده کنند و مقاله چاپ و منتشر کنند  و در ادامه جناب آقای شفایی شبکه مدافعین حقوق بشر را معرفی فرمودند با این توضیحات که اولین گروهی که درسال 2001 همراه با 16 شبکه دیگر در ایران فیلتر شد سایت شبکه آزادگی بود و نوع عملکرد شبکه و نوع نگاهی که جمهوری اسلامی به آن دارد به این سبک است و بدردتان میخورداز نظر کاری شما. این شبکه تا به اکنون 306 جلد نشریه چاپ و منتشر کرده است و همچنین این شبکه 23 سال است که فعالیت  دفاع از حقوق بشر میکند و سایت فعال و بزرگ و مهمی است که شبکه از سال 2003 تشکیل شده است به عنوان یک مرجع حقوق بشری که همکاران دیگر لازم نباشد حضور مستمر داشته باشند و میتوانند در یک شبکه کاره شبکه ای و ارتباطی انجام دهند


در مورد فرمت فرستادن لینک وبلاگ در ایمیل شبکه  صحبت کردند و فرمودند به اینصورت باشد که موضوع در ابتدا در سابجکت و بعد در توضیحات به اینصورت نوشته شود


با درود

یک خبر یا مطلب یا کاریکاتور یا دلنوشته ووو با موضوع.... از وبلاگ خانم یا آقای... با نام وبلاگ …. به لینک زیر به حضورتان ارسال میگردد

لینک وبلاگ......


باتشکر

خانم یا آقای …. 


و لینک ارسالی حتماً لینک مطلب خودشان  در وبلاگ خودشان باشد نه لینک سایت خبری دیگر و حتماً لینک خود خبر را مختصا بفرستید نه لینک سایت وبلاگتان به علت آنکه وقتی همکاران باز میکنند ویو نمی خورد چون سایت شما بطور کلی مشاهده می‌شود حتماً لینک خبرتان جدا گذاشته شود و در هر ایمیل فقط یک لینک مطلبتان باشد و از گذاشتن چند لینک برای چند مطلب مختلف در یک ایمیل خودداری شود تا براحتی همکاران دیگر بتوانند وارد مطلب شما در وبلاگتان شوند و اگر لینک وبلاگ به صورت کلی فرستاده شود منتشر نمیشود و به شما برگشت خواهد خورد و برای اینکه وبلاگتان بازخورد بیشتری داشته باشد حتماً لینک وبلاگ همکارانتان را  در وبلاگتان منتشر کنید تا دوستان همکاران هم بتواندد وبلاگ بقیه همکاران را هم ببینند تا به اینصورت ویوی وبلاگ همه بالا برود

و در مورد این موضوع صحبت شد که کسانیکه ایمیل میزنند و میگویند برای ما ایمیل  بقیه همکاران را نفرست و خودشان مطالب وبلاگ خودشان را ایمیل میکنند تا منتشر شود  به آقای شفایی فوروارد می‌شود و ایشون نام این دوست را از لیست همکاران حذف میکندد.

و در اساسنامه شبکه هم ذکر شده  که در ماه حداقل ده مطلب به شبکه فرستاده شود  در غیر اینصورت از لیست همکاران حذف  می‌شوید

در مورد زمان فرستادن مقاله برای چاپ در نشریه صحبت شد که جناب شفایی فرمودند از یکم تا بیستم هر ماه میفرستند و در ماه بعدی چاپ میشود.

و قرار بر این شد که از این به بعد سایت شبکه مدافعین از حقوق بشر در ایران  آزادگی در آموزش کانون بشریت تدریس شود و به همکاران جدید آموزش داده شود

و تا پایان روز جمعه همه همکارانی که کمتر از ده مطلب میفرستند و برای آن‌ها ایمیل اخطار فرستاده شده است جواب ایمیل را بدهند که آیا مایلند باز همکاری کنند و مشکل را برطرف کنند یا خیر میخواهند قطع همکاری کنند


با تشکر از همه همکاران

عباس رهبری

ویدیویی از ضرب ‌ شتم محمد طریقت در کنار خانواده اش توسط ماموران حکومتی

  #محمد_طریقت_اسفنجانی، وکیل دادگستری و عضو کانون وکلای #آذربایجان_شرقی، با انتشار ویدیویی از ضرب و شتم خود در مقابل خانواده‌اش خبر داد.   ...